برای مثال وقتی امروز بعد کلی وقت در مورد بزرگترین دغدغه حال حاضر زندگیم بات حرف میزدم و تو بخاطر شرایط کاری نتونستی گوش بدی و گفتی بات تماس میگیرم....:) و تا الان مه ساعت نزدیک 2 شب شده ازت خبری نشده خب میدونی عقل میگه همون موقع که خواستی خدافظی کنی نباید میگفتم یکم دیگه بمون تا اصلا صحبت به دغدغه و چالش من نکشه نه اینکه منِ حساس بیام بهت بگم و نصفه نیمه بمونه و بری و دیگه خبری ازت نشه حتی به یه اسمس یا پی ام!شاید هر حرفی در قبالِ توجیه این رفتارت بخوای بزنی اما بامرام یه چیزی رو بدون که اگه تو اینچور بی قرار بودی من قرار نداشتم تا وقتی به یه آرامش نسبی یا حتی موقت برسونمت :)
ینی میخوام بگم برو بگرد ببین کی تو دنیا برات اینجوره دو دستی بچسب بهش و ولش نکن
تو که نبودی اینجور برام اما کاش بودی.
بی شب بخیر
بی خدافظی روز سوم دیماهمون تموم شد همیشه تو بهم میگفتی باهات یجور باشم و نواسان نداشته باشم و من حالا دارم میبینم که یه عمر درس پس دادم و نمیدونستم
از خدا که پنهون نیست...از شما چه پنهون ...ما را در سایت از خدا که پنهون نیست...از شما چه پنهون دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 226