مثلاً حالِ پست آخر..
مثلاً كلي حرف نگفته و تا ابد نزده..مثلاً كلي سوال بي جواب!مثلاً كلي حرفاي بي حساب...
كار ندارم به قول شاعر : ديگه گذشتم از دلت كجاي كاري بي وفا؟! :)
تا ابد..تا اخر عُمر شايد يه روز ديگه شايد يه سال ديگه شايدم ١٠ سال ديگه ك زنذه باشم يادم نميره اين تكيه گاهي كه خاليشد و من با سر با مغز چنان افتادم زمين كه مُردم..نه در جا! نه فوري...كم كم..مث مرگ تدريجي
بگم شايد خدا خواست كه مسخره س!!اما حالا كه اينو خواستي بذار بگم :اين انگشتايي ك داره تايپ ميكنه اين دستي كه داره ميلرزه فقط آماده ي سيلي زدن به كسيه كه به خودش جرات بده تا اخر عمرم جلوي جشام ظاهر شه...چشمايي كه نه ديگه سو داره نه سلامتي..
فقط حقِ ديدن سنگ قبر من و داري ..
چوب تمام بدكارياي من سيخ شد و رفت تو قلبم...
خدانگهدار
از خدا که پنهون نیست...از شما چه پنهون ...ما را در سایت از خدا که پنهون نیست...از شما چه پنهون دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 244